| سپهر قاضي نظامي | ||
|
Sepehrius De Fermius's SIRAT |
سنگيترين مجازاتی که خدايان يونان باستان ميتوانستند برای بيلوس
سيسيفوس در نظر بگيرند اين بود که او کار بيهوده ای را هميشه انجام دهد.
سيسيفوس محکوم شده بود تا ابد تخته سنگی را از يک سراشيبی تند بالا ببرد.مدتها
گذشت و سيسيفوس در تمام اين مدت مشغول بالا بردن تخته سنگ از سراشيبی بود
تا اينکه به بالای سراشيبی رسيد و تخته سنگ از انجا سقوط کرد و به پايين دره افتاد
اما خدايان فراموش کرده بودند که سنگ بر اثر مرور زمان از بين ميرود.در صد سال اول
لبه های تيزی که دستهای سيسيفوس را بريده و انها را زخمی کرده بودند صاف شدند.
در پانصد سال بعدی پستی و بلنديهای تخته سنگ به قدری صيقلی شدند که
سيسيفوس تخته سنگ را ميچرخاند و بالا ميبرد و در هزار سال بعد تخته سنگ
کوچک و کوچکتر و سراشيبی هموار و هموارتر شد و...
اين روزها سيسيفوس تک سنگی را که از صخره به جای مانده به همراه قرصهای
مسکن و کارتهای اعتباريش در ساکی ميگذارد.صبح سوار اسانسور شده در طبقه
بيست هشتم ساختمان دفترش که در مکان مجازاتش قرار دارد پياده ميشود و بعد
ظهرها دوباره به پايين برميگردد.
|
روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواست وندر طلب طعمه پر و بال بياراست بر راستي بال نظر كرد وچنين گفت امروز همه ملك جهان زير پر ماست بر اوج چو پرواز كنم از نظر تيز مي بينم اگر ذره اي اندر ته درياست گر بر سر خاشاك يكي پشه بجنبد جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست بسيار مني كرد و ز تقدير نترسيد بنگر كه از اين چرخ جفاپيشه چه برخاست ناگه ز كمينگاه يكي سخت كماني تيري ز قضا و قدر انداخت بر او راست بر بال عقاب آمد آن تير جگر سوز وز عرش مراورا به سوي خاك فرو كاست بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی بگشود پر خویش سپس از چپ و از راست گفتا : عجب است اين كه ز چوبي و ز آهن اين تيزي و تندي و پريدن ز كجا خاست؟ بر تير نظر كرد و پر خويش بر او ديد گفتا : ز كه ناليم كه از ماست كه برماست ! |
|
لينك ها
ايبوك هاي فارسي howstuffworks math game آب و هواي تهران موسيقي قديمي ايراني تبيان wikipedia |
||
| ! جووني | ||
| ماشين حساب | ||
| صفحه اصلي | ||